به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، حجتالاسلام محمد امامی، و پژوهشگر حوزه انقلاب و مکتب امام، در سلسله نشست های «آرمان عدالت» در ایام سوگواری شهادت حضرت آیتالله خامنهای با موضوع «تله مذاکرات» که با حضور جمعی از فعالان فرهنگی، اجتماعی و رسانهای در منزل مرحوم حاج حیدر رحیمپور ازغدی برگزار شد، به تبیین برخی مبانی فکری امام خمینی(ره) در نسبت میان مبارزه با استکبار، عدالت اجتماعی و راهبرد مقاومت پرداخت.
حجتالاسلام امامی با اشاره به دو راهبرد سلوکی در اندیشه امام خمینی(ره) گفت: امام برای تربیت فرد دو راهبرد اساسی مطرح میکند که همان دو راهبرد در مقیاس اجتماعی نیز قابل تطبیق است.
وی نخستین راهبرد را «قیام لله» دانست و افزود: این مفهوم در پیام تاریخی دهه سی امام مطرح شد. در ساحت باطنی انسان، قیام لله به معنای غلبه بر اراده شیطانی درون است؛ همان ارادهای که همواره با وسوسه، تزیین گناه و ایجاد غفلت، انسان را از مسیر حق دور میکند.
به گفته وی، همین مفهوم در عرصه اجتماعی به یک نظریه سیاسی تبدیل میشود. در این نگاه، همانگونه که در درون انسان ارادهای شیطانی وجود دارد، در عرصه جهانی نیز ارادهای طاغوتی در برابر ملتها قرار میگیرد که در دوران معاصر مصداق آن در نگاه امام، آمریکا به عنوان «شیطان بزرگ» است.
این پژوهشگر حوزه انقلاب تصریح کرد: وقتی امام آمریکا را شیطان بزرگ مینامد، در واقع همان منطق قیام لله در ساحت فردی را به عرصه اجتماعی تعمیم میدهد؛ یعنی ملتی که میخواهد به اهداف خود برسد، باید در برابر اراده طاغوتی که مناسبات جهانی را سامان میدهد، قیام کند.
نسبت عدالت داخلی با مناسبات جهانی
وی با اشاره به نسبت میان عدالت اجتماعی در داخل کشور و مناسبات جهانی اظهار کرد: گاهی ممکن است این تصور شکل بگیرد که عدالت داخلی باید مقدم بر عدالت در عرصه بینالمللی باشد، اما در نگاه امام چنین تفکیکی به این شکل وجود ندارد.
حجتالاسلام امامی ادامه داد: بخش مهمی از عدالت اجتماعی در داخل زمانی اصلاح میشود که بتوان مناسبات قدرت و ارادههای بیرونی در سطح جهان را نیز تغییر داد. به همین دلیل، امام از همان ابتدا نگاه خود را صرفاً به داخل کشور محدود نکرد.
وی در ادامه به خاطرهای از امام خمینی(ره) اشاره کرد و گفت: امام نقل میکند که در دیداری از ایشان پرسیده شد مشکل اصلی ایران چیست. در حالی که بسیاری از جریانها در آن دوره تمرکز خود را بر مسائل داخلی و مبارزه با پهلوی گذاشته بودند، امام پاسخ میدهد مشکل اصلی اسرائیل است.
این پژوهشگر حوزه انقلاب افزود: وقتی از امام پرسیده میشود منظور از این سخن چیست، ایشان توضیح میدهد اگر معنویت در میان مسلمانان و جهان اسلام افزایش یابد، مبارزه با اسرائیل نیز شکل جدیتری خواهد گرفت.
به گفته وی، همین نگاه بعدها در فضای مبارزاتی حوزه علمیه قم نیز دیده میشود؛ جایی که در فیضیه، پرچم مبارزه با اسرائیل به عنوان یکی از محورهای اصلی مبارزه مطرح میشود و مبارزه با رژیم پهلوی نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند.
حجتالاسلام امامی راهبرد دوم در اندیشه امام را «استقامت و مقاومت» دانست و گفت: در سلوک فردی، اگر انسان سالک به دستاوردی معنوی برسد، مهمترین وظیفه او تثبیت آن دستاورد است.
وی توضیح داد: برای مثال اگر فردی توفیق پیدا کند که روزانه یک صفحه قرآن بخواند، باید همین مقدار را تثبیت کند. اگر نتواند آن را تثبیت کند، همان قیام لله اولیه نیز بهتدریج از بین میرود. امام در آثار اخلاقی خود حتی راهکارهایی مانند «تلقین به قلب» را برای تثبیت این مسیر مطرح کرده است.
به گفته وی، همین منطق در سطح اجتماعی نیز دیده میشود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) بارها به مردم هشدار میداد که دچار غرور نشوند و دستاورد انقلاب را تثبیت کنند.
وی افزود: در این نگاه، هر پیروزی باید تثبیت شود و پس از آن حرکت به مرحله بعد آغاز گردد؛ یعنی ابتدا قیام، سپس استقامت برای تثبیت دستاورد و بعد از آن قیام در مرحلهای جدید.
این پژوهشگر حوزه انقلاب در ادامه به برخی اختلاف دیدگاهها در سالهای ابتدایی انقلاب درباره نحوه گسترش مبارزه با استعمار اشاره کرد و گفت: در آن دوره دیدگاههای مختلفی وجود داشت.
وی توضیح داد: برای مثال، در نگاه مهندس بازرگان و دولت موقت، تمرکز اصلی انقلاب بر مبارزه با استبداد داخلی بود و حتی صدور فرهنگی و گفتمانی انقلاب نیز چندان مورد پذیرش آن جریان قرار نداشت.
وی با اشاره به یکی از طرحهای امام خمینی(ره) در سالهای نخست انقلاب اظهار کرد: یکی از ایدههای مهم امام، شکلگیری «حزب مستضعفین» در سطح جهانی بود.
حجتالاسلام امامی ادامه داد: حتی در شرایطی که کشور با مشکلات امنیتی و شورشهای داخلی در مناطق مختلف مواجه بود، امام همچنان از ایده حزب مستضعفین سخن میگفت؛ حزبی که بتواند ملتهای محروم جهان را در برابر نظام سلطه به یکدیگر متصل کند.
به گفته وی، در این نگاه، عنصر اصلی در تقابل با نظام سلطه، ملتها هستند و نه صرفاً دولتها یا جنگهای نظامی.
این پژوهشگر حوزه انقلاب در بخش دیگری از سخنان خود به پایان جنگ تحمیلی و پذیرش قطعنامه اشاره کرد و آن را نقطهای مهم در روند تحولات انقلاب دانست.
وی گفت: پس از پذیرش قطعنامه، برخی از ایدههای اولیه مانند حزب مستضعفین کمتر در ادبیات رسمی دیده شد و به جای آن، روند شکلگیری «هستههای مقاومت» بهصورت تدریجی دنبال شد.
حجتالاسلام امامی افزود: در واقع، مسیر حرکت از یک حرکت گسترده مردمی در سطح جهان به سمت ایجاد هستههای مقاومت منطقهای تغییر یافت و این روند بهصورت مرحلهبهمرحله ادامه پیدا کرد.
وی در پایان تأکید کرد: منطق کلی در اندیشه امام خمینی(ره) بر سه محور استوار است؛ قیام لله، استقامت برای تثبیت دستاوردها و سپس آغاز مرحلهای جدید از قیام در برابر ارادههای طاغوتی در عرصه اجتماعی.
انتهای پیام/











نظر شما